تبليغاتX
آهنگهای پاپ - چرا؟


آهنگهای پاپ

موسیقی

دوست من «جان فوپ» وقتي متولد شد دست نداشت ولي هيچ وقت از خودش سوال نكرد «چرا من دست ندارم.» بلكه پرسيد: «با پاهايم چه كاري مي توانم انجام دهم؟»، و من هنگامي كه ديدم او با استفاده از پاهايش با چوبهاي غذا خوري ژاپني مي تواند غذا بخورد، با خود گفتم: «او هر كاري را مي تواند انجام دهد».
هنگامي كه بلايي به سرمان مي آيد، يا همه چيزمان را از دست مي دهيم يا كسي كه عاشقمان بوده ما را ترك مي كند، اغلب ما از خودمان مي پرسيم: «چرا؟»
«چرا من؟»
«چرا حالا؟»
«چرا او مرا سرگشته و تنها رها كرد؟»
سؤالاتي كه با «چرا » شروع مي شوند، ممكن است ما را به يك چرخة بي حاصل بيندازند.
اغلب جوابي براي اين «چرا»ها وجود ندارد و يا اگر هم جوابي وجود داشته باشد، اهميتي ندارد.
افراد موفق سؤالاتي از خود مي پرسند كه با «چه»  شروع مي شوند:
«چه چيزي از اين پيشامد آموختم؟»
«چه كاري بايد در برخورد با اين پيشامد بكنم؟»
و هنگامي كه پيشامد واقعاً فاجعه آميز است، از خود مي پرسند: «چه كاري طي 24 ساعت آينده مي توانم بكنم تا اوضاع كمي بهتر شود؟»
 
در يک کلام
افراد خوشبخت هيچوقت نگران نيستند كه آيا زندگي بر «وفق مراد» هست يا نه. اينها از آنچه كه دارند بيشترين استفاده را مي كنند و آنچه كه از دستشان بر مي آيد انجام مي دهند. و اگر زندگي بر وفق مراد نبود، خيلي مهم نيست كه «چرا؟»

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 9:37 توسط آرشام | |


Design By : Night Skin