چهار شنبه سوری
با سلام خدمت دوستان
می خواستم برای شما عزیزان مطالبی را در باره مراسم آخر سال قرار بدم که به مطالب جالبی در سایت کودکان برخورد کردم که به نظرم جالب اومد واسه همین عین همان مطالب رو واسه دوستان اینجا میذارم و امیدوارم که استفاده لازم رو ببرند.
بوته افروزی
در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب ، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت < گله > کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان ، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع میشوند و بوته ها را آتش می زنند . در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند ، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترا نه هایی می خوانند:
زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مرا بنده
خاکستر چهارشنبه سوری ، نحس است ، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن ، زردی و بیماری خود را ، از راه جادوی سرایتی ، به آتش میدهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند، سرود " زردی من از تو/ سرخی تو از من "
هر خانه خاکستر را در خاک انداز جمع می کند و آن را به بیرون خانه می برد و در سر چهار راه ، یا در آب روان می ریزد در بازگشت به خانه ، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می اید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است . در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهار راه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.
مراسم کوزه شکنی
مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی ، کمی نمک به علامت شور چشمی ، و یکی سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هریک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: <درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه > و باور دارند که با دور افکندن کوزه ، تیره بختی و شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.
همچنین گفته می شود وقتی میترابیسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت ، در ر وم و بسیاری از کشورهای اروپائی ، روز 21 دسامبر 30آذر به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد. ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی روز کبیسه رخ داد این روز به 25 دسامبر انتقال یافت
فال گوش نشینی
زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند ، یا آرزوی زیارت و مسافرت ، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهار سو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن رهگذران تفال می زنند اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند ، بر آمدن حاجت و آرزوی خود را بر آورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست .
قاشق زنی
زنان و دختران آرزومند و حاجت دار ، قاشقی با کاسه ای مسین بر می دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند . صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند ، شیرینی یا آجیل ، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارند. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از بر آمدن آرزو حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان ، چادری بر سر می اندازند و برای خوشکزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.
آش چهارشنبه سوری
خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند براب برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کنند و در شب چهارشنبه آخر سال <آش ابودردا> یا <آش بیمار> می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند
تقسیم آجیل چهارشنبه سوری
زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال ، آجیل هفت مغز به نام آجیل چهارشنبه سوری از دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خوردند به هنگام پاک کردن آجیل قصه مخصوص آجیل چهارشنبه سوری ، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه ، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهار شنبه سوری شده است
گرد آوردن بوته ، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت زردی من از تو ، سرخی تو از من شاید مهمترین اصل چهارسنبه سوری است . هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است
کاش همه با هم و دست به دست هم بدهیم و مراسمات و آئینی که از پدرانمان برایمان رسیده است زنده نگه داریم و نگذاریم که این مراسمات رنگ و بوی کهنگی گرفته و از خاطرات محو شود
