خانه تکانی
خنکی بهار و زیبایی آن پیشاپیش خبر زا آمدنش میدهند
زمان خانه تکانی است
خانه تکانی از دلها
زدودن کینه ها و دشمنی ها
تمیز کردن زنگار آیینه دل
نو کردن دوستیها
فراهم کردن شیرینی لبخند یک دوست
سبز کردن خاطرات شیرین
چیدن سفره مهربانی
تقسیم سیب محبت
تمیز کردن تنگ بلوری چشمانمان
تا ماهی های قرمز بتوانند بیرون را شفاف ببینند
کم کم صدایش را می شنوی
گوش کن!
هوا هم فهمیده
هوای اینجا را هم باید عوض کرد
کمکم باید با آدم برفی خدا حاقظی کنم
دوستش دارم با تمام سادگیش
آنرا در گوشه ای از خانه نگاه میدارم تا سال بعد
امسال شادم چون قدمی برداشتم که سال قبل عزم بربرداشتنش کرده
بودم
نمی توانم شادیم را پنهان کنم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 19:5  توسط آرشام
|
