یک سال تجربه
با عرض سلام خدمت تمامي دوستان عزيزم
امروز وبلاگ من به همت و تشويق شما دوستان خوبم يك
ساله شد سالي پر از خاطرات اولين بار كه بابا و عمه تصميم
به نوشتن وبلاگ براي من كردن من حس عجيبي داشتم ودر
واقع يه كم هم استرس فك ميكردم كه من نميتونم با شما
دوستان عزيزم ارتباط داشته باشم و واسه همين داشتن وبلاگ
و ارتباط صميمانه با شما برايم غير ممكن مينمود در اين راه
دوستان زيادي من رو همراهي كردند و من به اين باور رسيدم
كه خواستن توانستن است و من نيز مي توانم دوستان با نوشتن
نظرات خود و همفكري با من و راهنمائي من مانند چشمانم بودند
كه من از داشتن آنها محروم هستم برايم راه رو از بيراهه نشون
دادن كه من اينجا دست تمامي اين عزيزان را ميبوسم و برايشان
آرزوي سلامتي و تندرستي دارم در اينجا لازم ميدونم از همه
دوستام به خصوص دختر آفتاب عزیز و عمه رودابه و رضا همون
بابای دا آرام وباباي خودم كمال تشكر و قدرداني را بكنم
كه هميشه مشوق من بودند و من با نوشتن وبلاگ زندگي در
دنياي مجازي رو تجربه كردم و اين وقتي بيشتر برايم محسوس
شد كه در تبريز انجمن وبلاگ نويسان نيز شروع به فعاليت نمود
و من نيز با اين دوستان آشنا شدم و از تجربيات آن عزيزان
استفاده مي نمايم و براي آنها نيزخسته نباشيد عرض مي كنم
و اميدوارم هميشه سربلند و پيروز باشند
