آهنگهای پاپ
موسیقی
در خنده ها می گدازم ازگریه ها می نویسم در این حوالی غریبه م راهی به جایی ندارم تنها تو را می شناسم تنها تو را می نویسم.. با آن که در لحظه هایم جای تو خالی ست ولی تکرار نام تو زیباست از ابتدا می نویسم... . . ..دوستت دارم فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی. پیرمرد از دختر پرسید: - غمگینی؟ - نه. - مطمئنی؟ - نه. - چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن. - چرا؟ - چون قشنگ نیستم - قبلا اینو به تو گفتن؟ - نه. - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم. - راست می گی؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد. چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت بايد آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت... گرم و پررنگ نوشت... روي هر سنگ نوشت تا بخوانند همه. که اگر عشق نباشد دل نيست
| Design By : Night Skin |


