آهنگهای پاپ
موسیقی
خدمت شما دوستان وبلاگي عزيزم سلام عرض میکنم و اين عيد باستاني نوروز را به همه شما تبريك عرض ميكنم و اميدوارم كه اين سال نو براي شما دوستان عزيزم سال خوب و پر بركتي باشد از اينكه مدتي به وبلاگم مطلب نميگذاشتم از همه شما معذرت ميخواهم به دليل نبودن نرم افزار مخصوص بريل در مسافرت نميتوانستم به وبلاگم مطلب بنويسم من ميخواهم سفرنامه نوروز امسال را برايتان تعريف كنم من در روز اول عيد همراه بابا و مامان و برادر مهربانم به ديد و بازديد يا عيد ديدني رفتم و ابتدا به خانه بزرگترها و سپس به خانه خويشاوندان رفتيم در روز دوم عيد ما در خانه نشسته بوديم تا مهمانها به خانه مابيايندبعدازاينكه مهمانها رفتندما آماده سفر شديم و در روز سوم عيد راهي تهران شديم وقتي به تهران رسيديم به ديدوبازديددرآنجا پرداختيم كه ازمهمترين آنها رفتن به خانه عمه رودابه و ديدن خانواده مهربون عمه رودابه به خصوص نسرين عزيز بودكه تعريفش روازعمه خيلي شنيده بودم ويكروز نيز در تهران در خانه مادربزرگ به سر برديم سپس صبح زود پنجم عيد به همراه خانواده داييم راهي مشهد مقدس شديم ما ظهر ساعت 3 به مشهد رسيديم بعد از تحويل گرفتن هتل كمي استراحت كرديم و شب ساعت 8 به همراه خانواده به طرف حرم مطهر به راه افتاديم كه نتوانستيم به حرم برويم چون خيابانهاي منتهي به حرم بسته بودو ما درترافيك سنگيني گيركرده بوديم بعد از يك ساعت به هتل برگشتيم درحالي كه نتوانسته بوديم به حرم برويم بعدازخوردن غذا من وبابا ودايي مهربانم پياده به طرف حرم به راه افتاديم و بقيه درهتل ماندندما بعداز۲0 دقيقه راه رفتن به حرم رسيديم وقتي در حياط حرم بوديم و به طرف حرم ميرفتيم ديديم كه حرم غلغله است و نميشود به طرف ضريح رفت و زيارت كردتا آنجايي كه يادم است درشلوغي حرم يك آقايي راهل داده بودندو از دهن ودماغش خون ميآمدمن و بابا وداييم تصميم گرفتيم به زيارت نرويم و زيارتنامه بخوانيم سپس به كتابخانه حرم رفتيم و از آنجا زيارتنامه گرفتيم من هم براي خودم زيارتنامه به خط بريل گرفتم و در گوشه اي مشغول خواندن زيارتنامه شديم پس از تمام كردن زيارتنامه دو ركعت نماز زيارت خوانديم و سپس از حرم خارج شديم وبه طرف هتل به راه افتاديم درراه يكي ازدوستانمان نيزبه ما زنگ زدوگفت من هم كم مانده ام به مشهدبرسم بابا و داييم من رادرهتل گذاشتندوبه دنبال آنها رفتندفردا صبح ما بعداز خوردن صبحانه راهي حرم شديم بعد از زيارت هم نماز ظهر را خوانديم و هم نماز زيارت خوانديم سپس به طرف هتل رفتيم بعد از استراحت و خوردن ناهاربه خانه آقاي اميرنوروزقلعه كه نويسنده وبلاگ نجلا هستند رفتيم و با آنها نيز ديدار كرديم بعد از مدتی مابه همراه آقاي نوروزقلعه وخانواده ايشان به گردش رفتيم ما با آنها به الماس شرق رفتيم و سپس به هتل بازگشتيم فردا صبح ما خانوادگي به آرامگاه فردوسي رفتيم و بعد از آن از شانديز مشهد نيز ديدن كرديم سپس به بازاررفتيم وازآنجا نيز ديدن كرديم سپس دوباره به هتل برگشتيم فرداصبح زودساعت 5 من باباو مامان براي زيارت به حرم رفتيم و بعد از زيارت به هتل بازگشتيم و بعد در خيابانها گشت ميزديم و از جاهاي ديدني ديدن ميكرديم ما دوباره بعد از ظهر با خانواده آقاي نوروز قلعه قرار گذاشتيم و باهم به زيست خاور مشهد رفتيم و از آنجا نيز ديدن كرديم و سپس با خانواده آقاي نوروزقلعه خداحافظي كرديم و ما و خانواده داييم به حرم رفتيم باران ميباريد و ما وقتي كه ماشين را در پاركينگ پارك كرديم وپايين آمديم تابه حرم برويم كاملاً خيس شده بوديم ماازطرف ايوان طلابه حرم ميرفتيم كه حرم شلوغ بودونتوانستيم به حرم برويم بابام ميگفت حرم آنقدر شلوغ بود كه در كفشداريها جا نبود ما از پنجره فولادي زيارت كرديم وبه طرف هتل رفتيم وپس ازخوردن غذا كمي تلويزيون نگاه كرديم تاوقت خوابمان فرارسيدفرداصبح بعداز خوردن صبحانه به طرف تهران به راه افتاديم درراه آنقدر باران باريده بود كه راه رفت به مشهد را كاملاً سيل برده بود و راه رفت و برگشت باهم شده بود ما بعد از رسيدن به تهران كمي استراحت كرديم و بعد از دوم روز ماندن در تهران به تبريز برگشتيم
| Design By : Night Skin |


