آهنگهای پاپ
موسیقی
سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران(ایسنا) در موضوعي با نام موسيقي جاري در خّط بريل گذري بر وبلاگ من داشته است كه مشروح خبر را اينجا براي دوستان ميگذارم. آرشام 12 ساله، وبلاگنويس نابينايي است كه از ارديبهشت ماه سال جاري وبلاگ " آهنگهاي پاپ" را راه اندازي كرده و نوشتههايش رادربارهي موسيقي و زندگي روزمره منتشر ميكند. به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا)، اين وبلاگنويس در آخرين نوشتهي وبلاگاش به نشاني http://arsham-music-4all.blogfa.com نوشته است: با ماشين "پركنز" ميتوانم با خط بريل تايپ كنم و در همان هنگام در روي كاغذ به خط بريل تبديل ميشود. ماشين پركنز مثل ماشين تايپ نابينايي است كه كاغذ رو در جاي مخصوص خود قرار ميدن و بعد توسط كليدهايي كه دارد تايپ ميكنند. ولي ماشينهاي ما مثل ماشينهاي شما نيست كه واسه هر حرفي يه كليد داشته باشه، ماشين ما 6 تا كليد واسه تايپ حروف و 3 تا كيلد واسه ايجاد سطر جديد و كشيدن سطر به اول وبرگشتن به عقب دارد... . اين بلاگر در نوشتهي ديگرش، به نرمافزاري اشاره كرده كه خط بريل را تبديل به خط بينايي ميكند و او با استفاده از اين نرمافزار مطالبش را خود مينويسد... . بنامخدا يك خبر از ديروز بابائي برايم ماشين پركنز نابينايي تهيه كرده كه ميتوانم با آن خّط بريل را تايپ كنم و در همان هنگام در روي كاغذ به خط بريل تبديل ميشود ماشين پركنز مثل ماشين تايپ نينائي هستش كه كاغذ رو در جاي مخصوص خود قرار ميدن و بعد توسط كليد هائي كه دارد تايپ مي كنن ولي دوستان ماشينهاي ما مثل ماشينهاي شما نيست كه واسه هر حرفي يه كليد داشته باشه ماشين ما همش 6 تا كليد واسه تايپ حروف و 3 تا كيلد واسه ايجاد سطر جديد و كشيدن سطر به اول وبرگشتن به عقب . راستي بابائي برايم يك كامپيوتر ديگر تهيه كرده كه نه من مزاحم كار پابائي بشم و نه بابائي مزاحم كار من راستي قيمت ماشين پركنز يك ميليون تومان است البته اگه بتوني پيدا كني و اين قول هم بهتون ميدم كه يه عكس از ماشين پركنز واستون بذارم تا دوستان بيشتر آشنا بشن تا مطلبي ديگر حق پشت و پناهتان یه خبر خوش تا امروز بابائی و عمه رودابه مطالب من رو می نوشتن و میذاشتن اینجا ولی بابائی واسم یه نرم افزار خریده که من به بریل می نویسم و اونو به صورت خط بینائی تبدیل میکنه از این به بعد من خودم مطالبم رو می نویسم و بابا و عمه زحمت می کشن میذارن اینجا امروز مختصری از زندگینانه ام رو تایپ کردم و میذاریم اینجا شاید یه کم فرق داشته باشه با خط بینائی ولی به ما بریل اونجوری که یاد دادن نوشتم من حسن مقصودي دانش آموز كلاس اول راهنمائي مدرسهء نابينايان شهيد مرادي تبريز من در يكي دو صفحه سرگذشت خود را بيان ميكنم من وقتي كه متوّلد شدم مادرزاداً نابينا بودم ولي خانوادهء من متوّجه اين مسأله نبودند آنها در سه ماهگي من متوّجه اين مسأله شدند از آن پس جست و جوي خانوادهء من براي خوب شدن من آغاز شد خانوادهء من مرا به دكترهاي چشم پزشك زيادي بردند ولي آنها ميگفتند كه بينايي كودك شما مادرزادي است و چاره اي نيست بالاخره من دو ساله شدم و دو ساله بودم كه پانزده عدد سورهء قرآن را حفظ بودم من در خواندن قرآن مهارت زيادي داشتم ولي متاسفانه نميتوانستم با بّچه هاي عاّدي قرآن بخوانم در آن زمان وقتي ما داشتيم با بّچه هاي عادي درسالن مهد قرآن تاب بازي ميكرديم تاب به سر من اصابت كرد وقتي مسئولان مهد قرآن آگاه شدند به پدر و مادر من گفتند كه كودك شما بايد پيش همنوعان خود درسهايش را بخواند از آن پس پدر و مادرم مشغول يافتن جايي شدند كه در آنجا همنوعان من باشند و من بتوانم در پيش آنها درس بخوانم سرانجام پدر و مادر من جايي را پيدا كردند كه نابينايان بتوانند در آنجا درس بخوانند من در سه سالگي به همان بهزيستي رفتم و در مهد كودك آنجا مشغول بازي كردن با همنوعانم شدم من حدود دو سال در مهد كودك بهزيستي مشغول بازي بودم سپس وقت درس خواندن ما رسيد و دوباره جست و جوي پدر و مادرم آغاز شد و معلوم بود كه خدا با پدر و مادر نابينايان بود و طولي نكشيد كه من به آرزويم رسيدم و مدرسهء نابينايي نيز پيدا شد من شش ساله بودم كه در مدرسهء شهيد مرادي نابينايان مشغول رفتن به مهد كودك شدم و در مهد كودك مدرسهء شهيد مرادي نابينايان مشغول ياد گرفتن خّط بريل شدم ما مثل بّچه هاي عادي در مهد كودك بازي ميكرديم و شعرهاي كودكانه ميخوانديم من پس از يك سال كه دوره مهد كودك را به پايان رساندم به كلاس اول ابتدايي رفتم من از سه سالگي با اين كه به بهزيستي ميرفتم مشغول خواندن ترانه و سرود بودم وقتي كه من كلاس اول ابتدايي را ميخواندم ياد دادن درسهايم به من در منزل توّسط پدر و مادرم بسيار دشوار بود و آنها نميتوانستند خّط بريل را بخوانند به اين ترتيب نميتوانستند به من درس ياد دهند و درس خواندن من بسيار مشكل بود من با سختيها جنگيدم و با سختيهاي فراوان كلاس اول ابتدايي را به پايان رساندم البته با كمك عّمه ام توانستم كلاس اول ابتدايي را به پايان برسانم البته عّمه ام هم از روي كتابهاي بينايي به من كمك ميكرد. جالب بود من با آن كه خانواده ام زياد نميتوانستند به من كمك كنند من در امتحانات خرداد ماه توانستم در امتحانات قبول شوم من در كلاس دوم ابتدايي نيز ميتوانستم درسهايم را خوب بخوانم من در كنار درسهايم به موسيقي نيز ميرفتم من در كلاس دوم ابتدايي به نقاره زني مشغول بودم من به موسيقي علاقه بسيار داشتم و ميخواستم آن را ادامه دهم من وقتي كلاس دوم ابتدايي را تمام كردم در تابستان به ارگ زدن پرداختم و به ارگ زدن علاقه زيادي داشتم و با علاقه زياد كارم را دنبال ميكردم پدر و مادرم كار مرا بسيار دوست داشتند و هميشه مرا در كارم تشويق ميكردند من انقدر موسقي را دوست داشتم و وقتي كه ميديدم كه ميتوانم موسيقي را ادامه دهم و چون همه امكانات برايم فراهم بود و من ميتوانستم مثل بّچه هاي ديگر درس بخوانم و كارهايم را انجام دهم و به كمك عصاي سفيد كه براي نابينايان مثل يك چشم است كه من ميتوانستم با آن به بيرون بروم خيلي خوشحال بودم و اصلاً غّصه نابينا بودنم را نمي خوردم و خدا را به خاطر نعمتهايش شكر ميكردم و ميگفتم هرچه خدا بخواهد آن شود بنده كه كاره اي نيست و موسيقي را ادامه ميدادم من رفته رفته در درس خواندنم پر جنب و جوشتر ميشدم من در كلاس سوم ابتدايي نيز درسهايم را به خوبي ميخواندم ولي بعضي وقتها با مشكل مواجه ميشدم و پدر و مادرم تاحدي كه توانايي داشتند به من كمك ميكردند پدر و مادر من مرا خيلي دوست داشتند و سعي ميكردند آنچه را كه من ميخواستم در اختيارم قرار دهند و امكانات را برايم فراهم ميكردند من كلاس سوم را با موفقيت به پايان برسانم من وقتي كلاس سوم را به پايان رساندم و تعطيلاتم آغاز شد من در آن تابستان آن سال به همراه پدر و مادرم به مسافرتهايي رفتيم از مهمترين آنها سفر به شمال بود من در شمال مانند بّچه ها عادي به دريا و استخر ميرفتم و ميتوانستم در آنجا شنا كنم من قبل از آن نيز به استخر رفته بودم من وقتي به استخر رفتم دقيقاًشش سال داشتم من وقتي كه به استخر رفتم خودم تعّجب ميكردم كه ميتوانم شنا كنم من تا آن وقت نميدانستم كه نابينايان نيز هم ميتوانند شنا كنند اين تابستان به من خيلي خوش گذشت من بعد از اينكه از شمال برگشتم بعد از يك هفته به مدرسه رفتم و كلاس چهارم ابتدايي را با موفقيت و شكر به خدا آغاز كردم در كلاس چهارم ابتدايي درسها كمي سختتر بود و خوشبختانه كمك پدر و مادرم در درسهايم به من بيشتر شد من خيلي دوست داشتم درس موسيقي را ادامه دهم ولي دشواري درسها اجازه نميداد به اين ترتيب من به مّدت كوتاه موسيقي را ترك كردم ترك موسيقي برايم خيلي سخت بود ولي چاره اي نداشتم من بايد درسهايم را خوب ميخواندم و در خواندن آن موفق ميشدم من كّلاً از موسيقي جدا نشده بودم بلكه در گروه سرود مدرسه مان به خواندن سرود مشغول بودم من در موسيقي بيشتر در خواندن فّعالّيت داشتم و در گروه سرود مدرسه مشغول خوندن بودم. من وقتي به كلاس پنجم ابتدايي رفتم باز هم در گروه سرود مدرسه فّعالّيت ميكردم خوشبختانه يك فرد خّيري پيدا شد كه خرج استادان ما را بدهد و آنها بتوانند به ما موسيقي بياموزند من خيلي خوشحال بودم به اين دليل كه خداوند بندگانش را دوست دارد و من دوباره به موسيقي برگشتم من قبل از اينكه به كلاس پنجم ابتدايي بروم يعني در تابستان به فكر دادن كاست به بيرون افتادم و پدرم نيز با اين كار موافق بود ما به ساخت و ظبط آهنگها پرداختيم ولي من در اينجا به بدشانسي برخورد كردم و ارشاد اسلامي به مخالفت با من پرداخت و به من مجّوز كاست دادن به بيرون را نداد من با خودم فكر كردم كه چه قدر بدشانس هستم ولي توّكل به خدا داشتم من فقط چهارتا از آهنگهاي خود را ظبط كرده بودم كه خبر مخالفت ارشاد به گوشم رسيد ولي من پدرم استادم هيچكدام نااميد نشديم و هشت ماه مقاومت كرديم ولي آنها مخالفت ميكردند و نظرشان عوض نميشد من به يك بدشانسي ديگري برخورد كردم و به قول بزرگترها استادم هم آدم خوبي از آب در نيامد و ما پس از مّدتي فهميديم كه او كلاهبردار است من با استادم به برنامه هاي زيادي رفته بوديم او خودش را در مقابل ما جوري نشان داد كه ما گمان كرديم كه او آدم مطمئني است او با دروغهايش خودش را در دل ما جا داد ولي پس از مّدتي ما فهميديم كه او كلاهبردار است من در كلاس پنجم ابتدايي روحيه بسيار خوبي نداشتم به عّلت مخالفت ارشاد با آهنگهايم ولي درسم را خوب ميخواندم پدر و مادرم براي اينكه من براي آغاز كلاس پنجم ابتدايي روحيِه خوبي داشته باشم مرا در تابستان به اصفهان چادگان شيراز و تهران براي گردش بردند من در كلاس پنجم سعي ميكردم درسهايم را خوب بخونم خوشبختانه موفق شدم من در درسهايم با پيشرفت مواجه بودم و به اين خاطر آن روزي صد بار خدا را شكر ميكردم تا اينكه امتحانات نوبت اول رسيد من با توّكل به خدا در جلسه امتحانات حاضر بودم و با موفقيت امتحانات نوبت اول را پشت سر گذاشتم و به ادامه درسهايم پرداختم و به انتظار رسيدن وقت امتحانات نوبت دوم نشستم من با موفقيت امتحانات نوبت دوم را نيز پشت سر گذاشتم و نوبت خوشگذراني رسيد و فصل سرسبز تابستان از راه رسيد و كوله بار پر از سرسبزيش را روي زمين ميگذارد و نفس تازه اي ميكشد من در تابستان آن سال فقط به تهران رفتم و فقط با پسرداييم خوش ميگذراندم آن تابستان برايم خيلي پرخاطره بود عروسي داييم عروسي عّمه ام ميرسيم به وقت بازگشايي مدارس و كلاس اول راهنمائي همه درسها قشنگ بود ولي علومش خيلي سخت بود من در كلاس اول راهنمايي نيز به خواندن مشغول بودم راستش خيلي خوب نميدانم كه چه بنويسم چون فعلاً هنوز كلاس اول راهنمايي را تمام نكرده ام چه سرگذشتي بود. خجسته میلاد با سعادت امام رضا بر پیروان راستینش مبارک باد سوم دسامبر مصادف با ۱۲ آذر ماه روز جهانی معلولان رو بر تمامی معلولان به خصوص هم نوعان خودم نابینایان عزیز تبریک میگویم با دو چشم نابینا ؛ با زبان ناگویا کار ما پریشان نیست ناتوانی جسمی ؛ کم توانی ذهنی سد راه انسان نیست درگيريها و كشمكشهاي ناشي از جنگ در نواحي گوناگون كره زمين؛ گرسنگي؛ امراض و بيماريهاي مختلف؛ مصائب و مشقات زندگي در كشورهاي در حال توسعه؛ ترافيك و تصادفات حين انجام كار؛ آلودگي محيط زيست و عدم استفاده صحيح از دارو در كشورهاي صنعتي همه روز باعث بروز معلوليتهاي جديد مي شود.لذا مي بايست پيش زمينه هاي اجتماعي موجود باشد تا معلولان را قادر سازد به واسطه فرصتهاي يكسان براي زندگي و فعاليتهاي خود در اجتماع مستقل از موسسات خيريه و نهادهايي از اين دست به سر برند.بازپروري معلولان به منظور دستيابي به زندگي مستقل به نحوي كه خود مسئول زندگي خويش بوده و به خودكفايي برسند و نيز بتوانند به جامعه بپيوندند از اصول شرافت و وقار انساني محسوب مي شود. دليل انتخاب روز سوم دسامبر به عنوان روز جهاني معلولين روز جهاني معلولين كه از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اقدامي مشترك از سوي سازمان ملل متحد اعلام شده است زماني است براي برپايي جشن و ارج نهادن به تجارب و تواناييهاي مردمي كه با معلوليتهاي گوناگون دست و پنجه نرم مي كنند. نگاهي اجمالي به تاريخچه روز جهاني معلولين اين روز براي نخستين بار در سال 1992 ميلادي به منظور گراميداشت سالروز تصويب قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولين از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد اعلام گرديد. هدف از اين اقدام ارتقاء رشد اذهان عمومي درباره مسائل مربوط به معلوليتهاي مختلف؛ و افزايش آگاهيهايي بوده است كه مي بايست از مساله پيوستن افراد معلول در تمامي جنبه هاي سياسي؛ اجتماعي؛ اقتصادي و فرهنگي زندگي منتج شود. اين وضع به همين منوال طي شد تا در سال 1999 شعاري با مضمون ( امكان دسترسي براي همه در هزاره جديد) برگزيده شد و سرلوحه امور قرار گرفت. بيش از پانصد ميليون نفر به دليل نقص در سيستم روحي و مغزي جسمي و حسي از معلوليت رنج مي برند. اينان هر كجا كه باشند و در هر نقطه اي از دنيا كه به سر برند به دليل موانع ظاهري و يا اجتماعي با محدوديتهايي در زندگي خود مواجه مي شوند. در طي بيست سال اخير كوششهاي چشمگيري در شناساندن و معرفي اشخاص معلول به جامعه انساني صورت پذيرفته است.يكي ازمواردي كه مي توان از آن به عنوان نقطه عطفي در اين زمينه نام برد اعلام سال 1981 ميلادي به عنوان سال جهاني معلولين است كه توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد صورت پذيرفت. در سال بعد ( 1981 ) فاصله سالهاي 1992 – 1983 ميلادي دهه جهاني معلولين نام گرفت تا كيفيت و شركت فعالانه و همه جانبه افراد معلول را در زندگي اجتماعي و گسترش و پيشرفت آنها ارتقاء بخشد. قانون برنامه جهاني در ارتباط با معلولين كه در سال 1982 توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تصويب رسيد چارچوبي بين المللي را براي الحاق و انضمام مسائل مربوط به انواع معلوليتها به يك برنامه ريزي ملي را فراهم مي آورد.در سال 1993 قوانين استاندارد در زمينه برابر سازي مجالها و فرصتهاي زندگي براي افرادي كه با انواع معلوليتها دست و پنجه نرم مي كنند به قانون مذكور افزوده شد تا به منزله مكمل آن بوده و موجب قوام آن گردد. عليرغم آنكه اين قوانين هيچگونه اجباري را براي دولتها بوجود نمي آورند، تلويحا به عنوان تعهدات اخلاقي و سياسي تلقي مي شوند كه دولتها مي بايست در راه يكسان سازي فرصتهاي زندگي براي افراد معلول متقبل شوند. كوتاه سخن آنكه قوانين به اختصار بيان كننده اصول ويژه در مورد مسائلي چون مسئوليت پذيري، اقدام مقتضي و همكاري مي باشند. مساله يكسان سازي فرصتها و مجالها براي معلولين هر روز بيش از پيش توجه سازمان ملل متحد را به خود معطوف مي نمايد. يكي از مهمترين دغدغه ها در اين ميان به ويژه دسترسي به فناوري جديد، و نيز به محيط فيزيكي مي باشد. مساله ain streaming ) )(موج اصلي ) نيز حائز اهميت مي باشد و عبارت است از: گنجانيدن بعد معلوليت در ارائه رهنمودها و خط مشيهايي كه گستره عظيمي از پيوستاري متشكل از ملاحظات اجتماعي و اقتصادي را در برميگيرد. با تشکر از علی که این مطالب رو واسم فرستادن راستی ۲ روز پیش د ودوست خوب و نازنین سوسن و سمیه عزیز که منو شرمنده نموده و برای دیدن من متحمل زحمت های فراوان شدند کمال تشکر را دارم
| Design By : Night Skin |


