آهنگهای پاپ
موسیقی
يك علاقمند به اسكي دو ركورد جهاني از خود برجاي گذاشته حال آنكه از نعمت بينايي محروم است. كوين كانون بال آلدرتون، ابتدا در مسابقه اي در له آرك فرانسه ، ركورد نفس گير 105 مايل در ساعت را به ثبت رساند و هفته پيش ركورد ديگري را در فضاي سرپوشيده لندگراف ، هولاند برجاي گذاشت جائيكه سرعت او به 56 مايل در ساعت رسيد. كوين 35 ساله ، براي رسيدن به هدفش به شدت به كمك هاي همسرش سوزان و مربي اش تكيه دارد. او در اين باره به روزنامه سان گفت: من سه ماه تمام به سختي تمرين كردم كه بيشتر اين مدت را به منظور دست يابي به موقعيت كامل در اتاق نشيمن خانه و درحاليكه لباس و كلاه اسكي به سرداشتم گذراندم. در اين حالت سوزان از من عکس مي گرفت و عكس ها را براي مربي كه در اسكاتلند بود اي ميل مي كرد و او با ديدن عكس ها راهنمايي هاي لازم را براي من ارسال مي كرد. او افزود: در حين مسابقه من از يك راديوي دوسويه در كلاهم استفاده مي كنم تا از اين طريق راهنمايم با من صحبت كند. هرگاه كه خيلي به اطرافم نزديك يا از آن دور مي شوم او مرا آگاه مي كند. من به شدت بر روي آنچه او مي گويد تمركز مي كنم تا زمان كافي براي فكر كردن درباره آنچه كه در پيش رو دارم داشته باشم. او در حاليكه درباره ركوردهايش صحبت مي كرد گفت: ركورد زدن جان تازه اي به من داد و ثابت كرد كه ناتواني من نتوانسته من را در زندگي عقب بيندازد. كوين بينايي خود را زماني از دست داد كه مي خواست به زني كه در همسايگي آنها در ايسلينگتون در شمال لندن زندگي مي كرد در برابر حمله اوباش كمك كند. با تشکر از محمد که این مطالب رو از روزنامه هم وطن سلام واسم فرستادن يه مدت طولاني بود كه غيبت داشتم يعني غيبت داشتند هم عمه رودابه هم بابائي. دلم مي خواد درباره خيلي چيزها بگم نه اصلا دلم مي خواد اول گله كنم از همه دوستاني كه ۲۳ مهر روز جهاني نابينا رو فرامو ش كرده بودن و هيچكدوم سركي نكشيدن. دلم مي خواد از مدرسه و بچه ها بگم از جاهائي كه براي اجرا كردن برنامه دعوت مي كنن. از اينكه هنوز مجوز رو برام ارشاد صادر نكرده. واي چه بچه غرغروئي شدم اصلا اين ها رو فعلا بي خيال دلم مي خواد از عيد فطر بگم كه هي ما رو گيج كرده نمي دونيم بايد مشق ها رو بنويسيم يا ننويسم. فعلا عيد رو به همه دوستام تبريك مي گم اين شعر رو هم كه خيلي دوست دارم بهتون تقديم مي كنم. لحظه خداحافظي به سينه ام فشردمت اشك چشمام جاري شد دست خداسپردمت دل من راضي نبود به اين جدايي نازنين عزيزم منو ببخش اگه يه وقت آزردمت گفتي به من غصه نخورمي رم و بر مي گردم همسفر پرستو ها مي شم وبرمي گردم گفتي تو هم مثل خودم غمگيني از جدايي گفتي تا چشم هم بزني مي رم و بر مي گردم عزيز رفته سفر كي برمي گردي چشمونم مونده به در كي برمي گردي رفتي و رفت از چشمام نور دو ديده زحالم بي خبر كي برمي گردي غمگين تر از هميشه به انتظار نشستم پنجره اميدم وهنوز به روم نبستم پرستوهاي عاشق به خونه شون رسيدن اما چرا عزيز دل هرگز تورو نديدم گفتي به من غصه نخور مي رم و بر مي گردم همسفر پرستو ها مي شم و برمي گردم گفتي تو هم مثل خودم غمگيني از جدايي گفتي تا چشم هم بزني مي رم و بر مي گردم
| Design By : Night Skin |

