تبليغاتX
آهنگهای پاپ


آهنگهای پاپ

موسیقی

سلام دوستان عزیزم

این بار میخوام به جای نوشتن برای شما یکی از کارهام رو که برای مولای درویشان حضرت علی (ع) کار کرده ام رو بذارم البته لازم به توضیحه که  به خاطر سرعت کم اینترنت و برای اینکه وقت عزیزان رو برای لود شدن آهنگ نگیرم مجبور شدم قسمتی از این کار رو در این پست قرار بدم.
 امیدوارم که مورد پسند عزیزان باشه  .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 18:37 توسط آرشام | |

با سلام و تشکر از دوست بابائی که این مطلب رو واسه بابائی فرستاده و من هم خوشم اومد و خواستم که شما دوستان نیز از این مطلب استفاده کنین

مدت زماني پيش در يکي از اتاقهاي بيمارستاني دو مرد که هر دو حال وخيمي داشتند بستري بودند.يکي از آنها اجازه داشت هر روز بعداز ظهر به مدت يک ساعت به منظور تخليه ششهايش از مايعات روي تختخواب کنارتنها پنجره اتاق بنشيند.

اما مرد ديگر اجازه تکان خوردن نداشت و بايد تمام اوقات به حالت دراز کش روي تخت قرار گرفته باشد.

دو مرد براي ساعاتي طولاني با هم حرف مي زدند،از همسرانشان؛خانه وخانواده شان؛شغل و دوران خدمت سربازي وتعطيلاتشان خاطراتي براي هم نقل مي کردند.

 هر روز بعد از ظهر مرد کنار پنجره که اجازه داشت يک ساعت بنشيند؛براي مرد ديگر تمام مناظر بيرون را همان طور که مي ديد تشريح مي کردو آن مرد هر روز به اميد آن يک ساعت که مي توانست دنياي بيرون و رنگهايش را در فکرخود تجسم کند به سر مي برد.

 پنجره مشرف به يک پارک سر سبز است  با درياچه اي طبيعي که چند  قو و اردک  در آن شنا مي کنند و بچه ها نيز قايقهاي اسباب بازي  خود را در آب شناور کرده و بازي ميکنند.چند زوج جوان دست در دست هم از ميان گل هاي زيبا  و رنگارنگ عبور مي کنند .منظره زيباي شهر زير آسمان آبي در دور  دست به چشم مي خورد و........

در تمام مدتي که مردکنارپنجره اين مناظرراتوصيف مي کرد؛ مرد ديگر با چشمان بسته در ذهن خود آن طبيعت زيباراتجسم مي کرد.در يک بعد از ظهر گرم مرد کنار پنجره رژه سربازاني که ازپايين پنجره عبور مي کردندرا براي مردديگر شرح دادو مرد ديگر با باز سازي آن صحنه ها در ذهن خود؛ انگار که واقعاّ آن اتفاقات و مناظر را مي ديد.

روزها وهفته ها گذشت.........................

يک روز صبح زماني که پرستار وسايل استحمام را براي آنها به اتاق آورده بود؛ متاسفانه با بدن بي جان مرد کنار پنجره روبرو شد که در کمال آرامش به خواب ابدي فرو رفته بود؛سراسيمه به مسئولان بيمارستان اطلاع داد تا جسد مرد را بيرون ببرند

پس از مدتي همه چيز به حال عادي بازگشت مردي که روي تخت ديگر بستري بود از پرستار خواهش کرد که جاي او را تغيير داده و به تختخواب کنار پنجره منتقل شود

پرستار که از اين تحول در بيمارش خوشحال بود اين کار را انجام داد؛و از راحتي و آسايش بيمار اطمينان حاصل کرد

مرد به آرامي و تحمل درد و رنج بسيار خودش را کم کم از تخت بالا کشيد تا بتواند از پنجره به بيرون و دنياي واقعي نگاه کند به آرامي چشمانش را باز کرد ولي روبروي پنجره تنها يک ديوار سيماني بود.

مرد بيمار تعجب زده از پرستار پرسيد: چه بر سر مناظر فوق العاده اي که پیر مرد

کنار پنجره براي او توصيف مي کرد آمده است؟....پرستار پاسخ داد: اوچگونه منظره اي را براي تو وصف کرده است در حالي که خودش نابينا بود؟او حتي اين ديوار سيماني را نيز نمي توانسته که ببيند. شايد او تنها مي خواسته  است که تو را به زندگي اميدوار کند.

موهبت عظيمي است که بتوانيم به ديگران شادي ببخشيم عليرغم اين که خودمان در زندگي رنج ها و سختي هاي زيادي را تحمل مي کنيم.در ميان گذاشتن مشکلات زندگي با ديگران شايد کمي از رنج ما بکاهد اما زماني که شادي ها تقسيم شوند . اثري مضاعف را خواهد داشت

 

 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 16:15 توسط آرشام | |

آموزش رسمي نابينايان در جهان به سال 1784 ميلادي بر ميگردد . در پاريس اولين مدرسه نابينايان را والنتين هاي با نام "موسسه ملي نابينايان جوان" تاسيس كرد .

در سال 1829 در ايلات متحده امريكا در شهر بوستون يكي از مشهورتـرين آموزشـگاههاي امـروزي بنـام "موسسه نابينايان پركينز" تاسيس شد . ساموئل گريد لي هو فارغ التحصيل رشته پزشكي هاروارد بود كه در بنيان گذاري آموزشگاه پركينز تلاشهاي فراواني نمود كه در سال 1831 به عنوان مدير آموزشگاه فوق الذكر انتخاب شد . در آموزش كودكان نابينا ي ناشنوا تخصص داشت و در امر آموزش كودكان ناشنوا خدمات ارزنده اي نموده است .

لوئي بريل نابينا در سال 1829 با ايجاد سيستم شش نقطه اي برجسته ، تحولي در آموزش خواندن و نوشتن نابينايان بوجود آورد. جابجايي هر يك ازاين شش نقطه حروف ، علايم رياضي و علايم دستوري را تشكيل مي دهد كه در حال حاضركاملترين و عملي ترين روش در آموزش نابينايان مي باشد . با استفاده از ماشين تحرير مخصوص ، لوح و قلم مطالب به صورت برجسته در مي آيند و افراد نابينا از طريق لمس قادر به خواندن و افراد بينايي كه به اين علايم آگاهي داشته باشند قادر به خواندن و برگرداندن به خط بينايي خواهند بود .

در سال 1879 كنگره ايالات متحده امريكا جهت حمايتهاي قانوني براي آموزش نابينايان قانوني تصويب كرد تا موانع سرمايه گذاريهاي دولتي را مرتفع نمايد و"خانه ي نشر نابينايان آمريكايي" را بنيانگذاري كرد .

اولين تلاش براي عادي سازي آموزش كودكان استثنايي در كنار ‌دانش آموزان عادي در سال 1900 در شيكاگو با گشايش نخستين كلاس آموزش نابينايان در مدرسه عادي آغاز شد .

در سال 1305 هجري شمسي (1926 ميلادي ) نخستين مركز آموزش نابينايان ايران در شهر تبريز به دست "پاستور ارنست كريستوفر " كشيش آلماني بنيان گذاشته شد . البته قبل از وي در سال 1300 هجري شمسي تلاشهايي را ميسيونرهاي آمريكايي در شهر تبريز در مدرسه اي موسوم به مموريان آغاز شده بود كه كريستوفر به گسترش آموزش نابينايان همت گماشته است .

آموزشگاه نابينايان تبريز در محلي بنام حياط سليمان قره باغي واقع در درب نوبر داير شده بود سپس به حياط سردار رشيد واقع در خيابان ششگلان ( داش دربند ) منتقل مي شود سپس به باغ وزيرآباد در محله گازران منتقل ميشود . آموزشگاه بصورت مختلط با تعداد حدوداَ 20 دانش آموز اداره مي شده و مواد درسي شامل : املا و انشا ، تاريخ و جغرافيا ، حساب ، فيزيك ، شيمي ، حيوان شناسي ، گياه شناسي ، مجسمه سازي و مهارتهاي صنايع دستي و فنون كشاورزي بوده است .

با پديد آمدن جنگ جهاني دوم و اخراج آلماني ها از ايران كريستوفر نيز اخراج و آموزشگاه در سال 1319 تعطيل شد .

آقاي حسن باغچه بان در تاريخچه آموزش و پرورش استثنايي استان آذربايجان شرقي شرح بازديد سردبير روزنامه تبريز در سال 1310 هجري شمسي از آموزشگاه نابينايان كريستوفر را چنين آورده است :

" من در بازديد خود از اين مدرسه و گفتگو با مدير آن با دنيايي از حيرت و شگفت مواجه شدم . وقتي كه مي شنيدم عده اي دانش آموز نابينا در اين مدرسه درس مي خوانند و مي نويسند و همانند همسالان بيناي خويش مهارتهاي گوناگون علمي و عملي را فرا مي گيرند" .

در سال 1323 توسط گروهي از ميسيونر هاي آلماني مدرسه در نزديكي پل قاري شهر تبريز احيا شد كه كنون نيز فعال مي باشد .

آموزشگاه شبانه روزي كار و آموزش ( رودكي ) را در تهران سال 1328 سازمان خدمات اجتماعي تاسيس مي نمايد كه اين آموزشگاه با توافق موسسه بين المللي لاينز و سازمان خدمات اجتماعي در سال 1336 منحل ميشود و امور آموزش نابينايان به اين موسسه واگذار مي شود كه موفقيت چنداني حاصل نمي كند .

در اصفهان يك خانم انگليسي به نام گونگستر براي آموزش دختران نابينا آموزشگاه"نورآيين" را در سال 1330 هجري شمسي تاسيس كرد .

در سال 1343 به همت دكتر محمد خزائلي آموزشگاه نابينايان در تهران واقع درميدان بهارستان ، خيابان ظهير الاسلام را تاسيس شد . در همين سال آموزشگاه نابينايان رضا پهلوي ( شهيد محبي فعلي ) واقع در فلكه دوم صادقيه خيابان طالقاني توسط دولت تاسيس شد . اينك آموزشگاه فوق الذكر بصورت شبانه روزي اداره مي شود و از كليه مقاطع تحصيلي دانش آموز پسر مي پذيرد .

از سال 1347 به بعد با آغاز به فعاليت دفتر برنامه ريزي كودكان و ‌دانش آموزان استثنايي آموزش اين گروه از دانش آموزان استثنايي به مرور شكل منسجم و منظمي به خود گرفت . با تاسيس آموزشگاههاي استثنايي در بيشتر شهرهاي كشورمان و آموزش معلمان ويژه اين گروه از دانش آموزان آموزش رسمي آغاز شد . اينك دانش آموزان نابينا علاوه بر تحصيل در مراكز آموزش استثنايي به صورت آموزش تلفيقي در مدارس عادي در كنار دانش آموزان عادي تحصيل مي كنند .

نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385ساعت 16:0 توسط آرشام | |


Design By : Night Skin